حکمتیار از دید غرب به حرکت های اسلامی

چطور حکمتیار به ستاره درخشان در جهان اسلام تبدیل گشت و باز چرا علیه او تبلیغات وسیع صورت گرفت؟


حبیب الرحمن حکمتیار


استعمار غرب و وضعیت بد در کشورهای اسلامی که از هر لحاظ در مقایسه با کشورهای غرب  بسیار عقب افتاده بودند، سبب شد در کشورهای اسلامی به عوامل این عقب ماندگی و از بین بردن آن عوامل توجه صورت گیرد تا به رفاه،پیشرفت و صنعت دست یابند و بتوانند عظمت گذشته خود را بدست آورند.

حرکت های اسلامی بعد از مدت بسیار طولانی در قرن بیست دوباره روح گرفتند و جنبش های اسلامی در اعتراض علیه حاکمان فاسد و وابسته و استعمار غرب سربلند کردند.

هدف جنبش های اسلامی رفع وضعیت بد کشورهای اسلامی در مبارزه با استعمار غرب و برخورداری از حاکمیت بود.

 نقش حکمتیار در عوامل موثر به تبدیل شدن دین و مذهب به عامل محوری در سیاست بین المللی و مسائل منطقه ای:

-    انقلاب اسلامی ایران ۱۹۷۹

با انقلاب ایران بزرگترین و قدرتمندترین حاکم وابسته به غرب از اقتدار کنار رفت و حرکت های اسلامی روحیه تازه گرفتند در اینکه قادراند حاکمان وابسته و مزدور را گرچه قدرتمند نیز باشند برکنار کنند.

اولین عامل که جنبش های اسلامی  اعتراضی علیه آن اقدام کردند،  برکنار کردن حاکمان فاسد و وابسته بود ، که با انقلاب ایران توانستند به پیروزی برسند.

-    جهاد افغانستان ۱۹۷۹-۱۹۸۹

بزرگترین و قوی ترین عامل در برابر حرکت های اسلامی استعمار بود که جهاد افغانستان و شکست بزرگترین و قویترین قدرت جهانی که تاریخ بشر چنین قدرتی را تا قبل از آن ندیده بود سبب شد حرکت های اسلامی روحیه بسیار قوی بگیرند و در سطح جهان مطرح شوند. جهاد افغانستان سبب شد حرکت های اسلامی بیشتر به هم نزدیک شوند، مردم مسلمان برای همدردی و ادای فریضه جهاد که کلا به فراموشی سپرده شده بود به افغانستان بیایند و در کنار آنان با اشغال شوروی جهاد کنند، میلیونها انسان برای حفظ ارزش های دینی هجرت کردند و از اشغال شوروی بیزاری خود را آشکار ساختند.

شعار ها رنگ اسلامی داشت، گرچه شعارها در انقلاب ایران در ابتدا رنگ اسلامی نداشتند و بعدها و تقریبا بعد از پیروزی رنگ اسلامی به خود داد. اما شعارها در جهاد افغانستان رنگ اسلامی داشتند، نه شرقی نه غربی،اسلامی اسلامی از شعار های مطرح جهاد افغانستان بود، بزرگترین حزب و مشهورترین چهره در جهاد افغانستان حکمتیار بود که در جهان اسلام از سوی مردم مسلمان از او استقبال می صورت می گرفت،  خمینی که بعد از پیروزی انقلاب ایران به رهبری کشور ایران رسید جایگاه چون حکمتیار در جهان اسلام نداشت.

دلایل  عمده در رابطه به اینکه  خمینی جایگاه چون حکمتیار در جهان اسلام نداشت:

-    از اقلیت مذهب شیعه در اسلام نمایندگی می کردند .

-     با اکثریت حاکم سنی مذهب در جهان اسلام روابط نیک نداشتند.

-    غرور و تکبر نسبت به دیگر کشورهای مسلمان در برتر دانستن خود.

-    محرومیت سنی مذهب در ایران و برخورد بسیار ناشایسته و غیرانسانی در برابر آنان.

-    خواهان صادر کردن انقلاب به کشورهای دیگر اسلامی بودند که کشورهای دیگر آنرا مداخله در امور خود می دانستند. و علاقه نسبت به پذیرایی از خمینی در کشورهای دیگر به کلی از بین رفت.

-    کشورهای اسلامی با دشمن بزرگ و قدرتمند در افغانستان مواجه بودند و توجه بیشتر به آن معطوف بود.

-    ایجاد فاصله بین غرب و ایران.

-    دامن زدن به اختلافات مذهبی با پیروزی انقلاب ایران.

 

برخی از مواردی را که سبب گشت حکمتیار با استقبال بیشتر در کشورهای اسلامی روبرو گردد را می توانیم به صورت زیر بیان کنیم:

-    شروع مبارزات بدون وابستگی سبب علاقه مندی بیشتر جنبش های اسلامی نسبت به حکمتیار گشت.

-    نبود روابط نیک حرکت های اسلامی با حکومت های خویش در اکثر کشورهای اسلامی منجر به توجه بیشتر این حرکت ها برای فعالیت به سوی افغانستان و رهبری جوان و فعال حکمتیار گشتند.

-    کشورهای اسلامی در مقابل دشمن بزرگ از بزرگترین و منظم ترین صف به رهبری حکمتیار استقبال می کردند.

-    غرب در مقابل بزرگترین دشمن خویش در مطبوعات از حرکت مردمی افغانستان در مقابل شوروی حمایت می کرد.

-    غرب در اواخر جهاد افغانستان جرأت کرد و کشورهای زیادی را به همکاری با مجاهدین سوق داد.

-    حکمتیار سنی مذهب بود، به اختلافات شیعه و سنی دامن نزد و در کشورهای اسلامی که اکثریت سنی مذهب هستند از ایشان حمایت می کردند.

-    شعارهای ضد اسرائیل،ضد استعمار شرق وغرب ،خواهان انتخابات شفاف و ... در حزب اسلامی به رهبری حکمتیار از سوی حرکت های اسلامی در جهان اسلام با استقبال گرم مواجه گردید و حتی سبب گشت انسجام بهتر وحدت فکری مسلمین در مقابل اسرائیل صورت گیرد حتی به مراتب بیشتر از جنگ های اعراب و اسرائیل توانست وحدت فکری علیه اسرائیل را تقویت کنند.

-    ایجاد روابط نزدیک از رفت و آمد و تماسهای حرکت های اسلامی با حکمتیار سبب شد نسبت به انقلاب ایران شناخت بهتری از جهاد افغانستان در بین امت مسلمان موجود باشد.

-    پيروزی جهاد افغانستان نام حکمتیار را نزد حرکت های اسلامی بیشتر عزیز ساخت.

10-                      درک حکمتیار از احساسات حرکت های اسلامی در قبال استعمار غرب و همخوانی شعارهای حزب اسلامی با شعارهای این حرکت ها سبب نزدیکی بیشتر آنان به یکدیگر و محبوبیت بیشتر حکمتیار نزد آنان گشت.

 

چرا غرب  در پایان جهاد افغانستان و شکست شوروی علیه حکمتیار موقف گرفت و با حرکت های اسلامی به دشمنی روی آورد.

-    با توجه به اینکه تمام حرکت های اسلامی برای بیرون رفت از عقب ماندگی بر ضد استعمار و حاکمان وابسته برخاسته بودند و هر دو مورد برای امریکا قابل پذیرش نبود.

-    با شکست شوروی غرب تصور می کرد که جهان به سوی کپیتالیزم می رود اما اسلام سیاسی که در جنگ با شوروی قوت گرفته بود را بر سر راه خود مانع قوی می دید.

-    ترس از عدم داشتن تسلط امریکا در افغانستان با سرکار آمدن حزب اسلامی به رهبری حکمتیار .

-    ترس امریکا از تکرار تجربه انقلاب ایران.

غرب متوجه بود که شوروی در افغانستان با شکست مواجه خواهد شد و تجربه تلخ امریکا در ویتنام برای شوروی در افغانستان تکرار خواهد گشت، بنابراین توجه خود را به اینکه حرکت های اسلامی قوت نگیرند معطوف ساخت. در ابتدا سعی کردند که حکمتیار را ضعیف سازند و بعد برای بدنامی حرکت های اسلامی کوشش های خود را جاری نگهداشتند که تا حال نیز ادامه دارد.شروع بدنامی حرکت های اسلامی توسط غرب آغازش از حکمتیار بود.

-    برای تضعیف حکمتیار احزاب جهادی دیگر را در کنار حزب اسلامی بوجود آوردند.

-    تقویت و سرمایه گذاری بر احزاب جهادی دیگر.

-    وابسته کردن احزاب جهادی دیگر به غرب.

-     مانع شدن از انتخابات و تنظیم کردن کودتا علیه داکتر نجیب تا حزب اسلامی از طریق انتخابات به قدرت دست نیابد.

-    درگیر کردن جناح های مختلف در داخل کشور با حکمتیار به رهنمایی و حمایت غرب.

-    وضع تحریم ها علیه حکمتیار رهبر حزب اسلامی و مانع فعالیت آنان در تمام کشورها.

-    اجازه دادن به احزاب جهادی نو تاسیس شده و وابسته به غرب در کشورهای اسلامی برای تخریب حکمتیار.

-    تبلیغات بسیار گسترده و وسیع و سرمایه گذاری بسیار هنگفت در این تبلیغات منفی علیه حکمتیار به گونه که چند دهه ادامه پیدا کرد تا چهره او را در کشورهای جهان اسلام که محبوبیت کلانی پیدا کرده بود خدشه دارد بسازند.

-    ایجاد گروه طالبان در از بین بردن حزب اسلامی به رهبری حکمتیار و ایجاد هماهنگی طالبان با احزاب وابسته دیگر به غرب توسط غرب در افغانستان.

باید توجه داشت که عملکرد غرب در قبال کشورهای اسلامی باعث عکس العمل های بود، غرب این عکس العمل ها را افراط گرایی اسلامی نامید، و تبلیغات به حد بر ضد حکمتیار گسترده بود که تمام جنایات کمونستها در رسانه ها کنار گذاشته شد، در حالیکه دو جنگ شوروی و امریکا در افغانستان که دیموکرات ها و کمونست های وابسته آنرا پیش می بردند جنایت های را مرتکب شدند که تاریخ افغانستان شاهد آن نبوده ولی چون غرب دشمن خود را حرکت های اسلامی قرار داد مطبوعات خود را معطوف به بدنامی حرکت های اسلامی کرد. کمونست ها باعث مهاجرت شش میلیون افغان،یک و نیم میلیون شهید و دو میلیون معیوب گشتند و دیموکراتها با حمایت نظامی غرب در هجده سال گذشته باعث جنگ،فساد،تولید مواد مخدر و کشته شدن بیش از هفتصد هزار افغان در جنگ بودند.

 نظریه چشم انداز اشاره به خطر پذیری و خطرگریزی دارد که برای حفظ منافع و اتحاد خود ضرورت به تهدید و خطری دارند تا همیشه متحد باقی مانند و خطر نیز بپذیرند. بعد از شکست شوروی و رفع تهدید از سوی شوروی،  شروع قلمداد کردن تهدید و خطر از سوی حرکت های اسلامی به غرب با انگشت اتهام غرب بر حکمتیار آغاز شد.

 عامل حاکمان مفسد و وابسته به غرب و عامل استعمار در کشورهای اسلامی از مهمترین عوامل عقب ماندگی نزد جنبش های اسلامی و احزاب سیاسی اسلامی محسوب می شد، حرکت های اسلامی بعد از مدت بسیار طولانی آهسته آهسته شروع به فعالیت کردند تا جوامع خویش را از چنین حالتی بیرون آورند.

بزرگترین و مهترین عامل استعمار بود که در جهاد افغانستان با شکست مواجه شد و رهبری این حرکت و ستون فقرات آن حکمتیار شناخته می شد.

درافغانستان تنها رهبری که به مسائل و مشکلات جهان اسلام اشاره می کند حکمتیار است، نگاهش به مسائل بزرگتر است،همیشه در صحبت های خویش از جهان اسلام آغاز می کند و برای رفع مشکلات در افغانستان انتخابات شفاف و عادلانه را راه حل می داند نه مردم سالاری جعلی و تحمیلی که باعث بحران در افغانستان گردیده است. در ماه رمضان سال ۲۰۱۹ هر روز بین سیصد تا سیصدو پنجاه افغان در جنگ کشته شده اند که تقریبا ده هزار از هموطنان مان در ماه رمضان در جنگ تحمیلی جان باخته اند و ریشه تمام مشکلات در وابستگی افغانستان ،حضور نیروهای خارجی، انتخابات و مردم سالاری جعلی و عدم داشتن حاکمیت است و این مسائلی است که حکمتیار همیشه به آن اشاره می کند، در حالیکه تمام نخبگان،رهبران و سیاسیون از مطرح کردن این مسائل و بیداری ملت خوف دارند و نمی خواهند خود را با غرب مواجه کنند. متاسفانه اگر نخبگان،رهبران و سیاسیون در رابطه به حاکمیت و ارزشهای ملی تا این حد محافظه کار و منفعت طلب نمی بودند در ملت بیداری ایجاد می گشت و می توانست بحران را خاتمه بخشند. حضور قوی غرب و سرکوب حرکت های اسلامی سبب شده تا نخبگان،رهبران و سیاسیون از مطرح کردن این مسائل حتی در نشست های بسیار کوچک نیز خود داری کنند. در این راستا تنها شخصی که اهمیت به تهدیدات غرب نداده حکمتیار بود.

شهادت را در صفحات اجتماعی دنبال کنید !