اسیران خودباخته خوش

احساس خوشی در حالت پستی از هویت کاذب که ریشه در اشغال کشور و نبود آزادی دارد سرچشمه می ګیرد. قدرتی که آزادی را سلب می کند هویت جدید را نهادینه می سازد تا منافع او را تضمین کند.

از نظر فردریک هیګل فرهنګ نشانه رشد،آزادی و هویت یابی می باشد.
طبق این تعریف باید این هم درست باشد که اګر آزادی کشور از بین برود در آنصورت تمام نهادها چون ادارات حکومتی، مطبوعات، نظام آموزشی،و...در راستای تحمیل کردن هویت پست بر جامعه عمل می کنند و این هویت تحمیل شده ریشه های وابستګی را تقویت می بخشد و مانع آزادی می شود، در این صورت رشدی هم که پیدا می کند با رشدی که با آزادی میسر است تفاوتی فاحشی خواهد داشت، چیزی که ما در کشورمان افغانستان می بینیم حکایت از همین متن فوق را دارد. روشفنکران ، نخبګان، و مسولین حکومت در رابطه به حوادثی در ایران و پاکستان موقف های عجیب و غریب می ګیرند اما کشتار بیش از شصت تن توسط نیروهای خارجی در افغانستان با سکوتی جالبی روبرو می شود!!! رئیس جمهور حتی از راه دور تسلیتی هم نمی فرستد، اینکه به محل جنایت برود و پی ګیری کند در جای خود باید ګور شود. یکی از این عالی جنابان در رابطه به منظور پشتون در پاکستان بسیار خوب می نویسد اما حداقل یک تسلیتی به مردم هرات نمی دهد زیرا در این صورت مراجع قدرت ناراحتی به پیشانی خواهند ګرفت.

از طرفی ایشان مقامی دارد که باید خود مرجع تصمیم ګیری و موقف ګیری باشد ولی قدرت نظامی بیګانګان اجازه چنین موقفی به مقام های بلند رتبه را نمی دهد و انان نیز این هویت پست را پذیرفته اند.

در نظریه پسا استعمارګرایی حتی دانش و علمی که در غرب تولید می شود را نقد می کنند، روشنفکران و مسولین را آله قدرت غرب در کشورهای مستعمره می دانند که عوام را ذهنیت غلط می دهند تا منافع استعمار تضمین شود، رسانه ها، مطبوعات، روشنفکران، نهادهای آموزشی، سیاسیون و تحلیلګران همه در راستای نهادینه کردن این فرهنګ پست هستند. در این شرایط تنها کسانی مطرح می شوند که وابسته به استعمار و در راستای اهداف انان عمل می کنند. نهادهای دولتی و جامعه مدنی وابسته به دولت تحت استعمار نیز در راستای منافع استعمار کار پیش می روند و ذهنیت سازی می کنتد تا مردم علیه منافع غرب و اعمال ظالمانه آنان عکس العمل نشان ندهد.اینان فرهنګی را بوجود می آورند و نهادینه می کنند تا ساختاری را که استعمار برای منافع خویش بوجود آورده است را حفظ کنند.

در مدت ۹ ماه در سال ۲۰۱۹ حدود هشت هزار بمب را نیروهای خارجی بر کشورمان استفاده می کنند، و هزاران بی ګناه در این بمباران جان باخته اند اما هیچ رسانه ای بر آن حتی خبری نشر نکرد. حتی جنایاتی که صدای آن از رسانه ها منعکس شد در آن موارد نیز تمام مسولین بلند رتبه کشور سکوت اختیار کردند. و از طرفی می بینیم که بر مسائل بسیار کوچک هیاهو ایجاد می کنند تا ذهن های مردم را در همان راستا مصروف سازند و از توجه به مسائل کلان و مادر مشکلات خود داری صورت ګیرد.

جالب اینجاست که رئیس جمهورکشور با رئیس جمهور کانادا در تماس تلفنی از پی ګیری حادثه سقوط طیاره مسافر بری در ایران صحبت می کند اما از کشته شدن حدود شصت تن از هموطنان مان در بمباران نیروهای خارجی در شیندند هرات هیچ به زبان نمی آورد!! از بمب باران بر مراسم عروسی،دهقانان،خانه های مردم و هشت هزار بمبی که در ۹ ماه استفاده می کند هیچ نمی ګویند!!
تحمیل کردن و نهادینه کردن فرهنګ پست توسط مسولین و نهادهای وابسته یعنی همین.

مالینوسکی در تعریف کارکردګرایانه از فرهنګ می ګوید که فرهنګ مجموعه از نهادهاست که عادات، رفتار و ارزشهای جامعه در آن جای میګرد و از‌آن تاثیر می پذیرد و تحت همین نهاد افراد رابطه ها و رفتار خود را تنظیم می کنند.

اګر این نهادها با حمایت مالی کشوری که حضور نظامی دارد ساخته شده و ادامه امور آن هم وابسته به حمایت مالی آنان باشد در این صورت هویتی هم که این نهادها در فتار و رابطه ها شکل می دهد نیز از آن متاثر خواهد بود. یعنی در افغانستان با حضور نیروهای خارجی ،نهادهای ساخته شده در زمان حضور بیګانګان و با تداوم کار این نهادها و حمایت مالی ایالات متحده از آن بدون شک هویتی را بوجود خواهد آورد که در مدت دو دهه جنایات آنان هیچ یک از این نهادها لب به شکایت نګشودند بلکه در مواقعی آنرا توجیح کردند.

عملکرد انسانها با منافع آنان رابطه نزدیکی دارد، وقتی الګوهای رفتاری و اعمال انسان در نهادهای وابسته شکل می ګیرد در انصورت رو به نهادینه شدن می رود و موقف های خلاف آن به دلیل اینکه صحبت منافع نیز مطرح است با واکنش روبرو می شود و در کشوری چون افغانستان تضاد و شکاف بین موافقین و مخالفین را افزایش می دهد، در حالیکه سود اصلی را طرفی می برد که عامل این شکاف بوده .

ذهنیت شکل ګرفته در جریان ارتباطات و تبادل اذهان بوجود می آید، مسولین و نهادها در جریان ارتباطات و تبادل اذهان تاثیر ګذارتر هستند و هویتی که باید نهادینه شود به سود و دلخواه آنان خواهد بود.

در نګاه پست مدرنیستی می خوانیم که ذهن های مختلف در یک جامعه ادراک متقابل از امر اجتماعی می یابند و ادراک مشترک آنها در قالب ګفتمان غالب متجلی می شود. اما ممکن این درک مشترک بوجود نیاید. آنچه ما در افغانستان شاهدیم، حضور نیروهای خارجی و تلاش آنان برای نهادینه کردن هویتی که آنان می خواهند و در مقابل مخالفت با حضور آنان و شکل ګیری هویتی که مخالف این حضور است. در این مبارزه ګویا ایالات متحده عقب نشینی خواهد کرد . حضور بیش از هجده سال و تداوم جنګ، نیرومند شدن مخالفین و اینکه امریکا در طولانی ترین جنګ خود شکست خود را با آغاز ګفتګوها با طالبان پذیرفت.

اما مشکل را ایالات متحده برای امریکا به میراث خواهد ګذاشت، از هویتی که دو دهه تلاش کرد آنرا نهادینه کند و باعث شکاف ګسترده بین موافقین و مخالفین بوده و این هویت پست و وابسته صدمات جبران ناپذیری در آینده بر ملت مان وارد خواهد کرد. آنانی که در راستای تحمیل کردن هویتی تلاش کرده اند که منافع ایالات متحده را تضمین می کند ،افراد وابسته به آنان هستند،مامورین آنان بودند که حال امور را در دست ګرفته اند،خون افغان در رګ شان است اما روحا غرب زده هستند، مسولین مسول نیستند و کارشان حفظ منافع ایالات متحده در افغانستان است . امری که سبب شده کشورمان سیاست خارجی مستقل نداشته باشد و کور کورانه سیاست خارجی امریکا را در منطقه تعقیب کند، راهبردی که برای تمام همسایګان افغانستان قابل پذیرش نیست، ادامه جنګ و کشتار صدها هزار انسان در این مدت از دست آوردهای بوده.

خلاصه صحبت این است که ایالات متحده حضور خود در افغانستان را برای ساکنین ایالات متحده،جهان و خود افغانها توجیه می کند و از فرهنګ به عنوان وسیله ای در این راستا استفاده می کند، در افغانستان مسولین بلنده رتبه وابسته به آنان هستند و در راستای تبدیل کردن این فرهنګ پست و ذلیل به عنوان ارزشی عمل می کنند و مردم را در مسائل غیر مهم و پیش پا افتاده مصروف می سازند. در حالیکه عامل و مادر مشکلات در جای دیګریست، همان که این فرهنګ ذلیل و پست را تحمیل می کند. از مسولین وابسته نباید توقع حل بحران را داشت. این مسولین وابسته و مقلدین کور آنانرا را اسیران خودباخته خوش بنامیم عنوان مناسبی است که به خاطر آنچه استعمار به انان عنایت داده خوشند، به دام افتیده اند و از خود هویتی ندارند.

حبیب الرحمن حکمتیار

 

شهادت را در صفحات اجتماعی دنبال کنید !