انسانهای که از حمایت نهادهای فرهنګی محروم شوند از بین خواهند رفت

از یک سو حقیقت است که انسانهای که از حمایت نهادهای فرهنګی محروم شوند از بین خواهند رفت،اینها کسانی اند که در کشور چون افغانستان مادر مشکلات را مداخلت ها و حضور نیروهای خارجی می دانند، نهادهای فرهنګی برجسته و موثر در کنترل قدرت خارجی و مزدوران آنان می باشد. ګروه مسلط و حاکم در کشور نیز  وابسته به این قدرت خارجی بوده و مخالف منتقدین اصلاح طلب، اینان تبلیغات منفی را متوجه اصلاح طلبان می کند تا در جامعه بدنام ګردند.

و از سوی این هم حقیقت دارد که انسانها به جایګاهی پستی که دارند نګاه انتقادی داشته و این نګاه انتقادی باعث بوجود آمدن جنبش های اعتراضی می ګردد،در برخی موارد آشکارا  و در خیلی از موارد پنهان، همکاری مردم در شهرها و قریه با مخالفین نوعی از مخالفت است و بازګو کننده این حقیقت که در افغانستان نګاه انتقادی بر نهادهای فرهنګی قوی که در دسترس نیروی مسلط بوده کارایی بهتری داشته.

جایګاه پست را اعمال غیر قانونی، دخالت ها و اعمال ضد بشر نیروهای خارجی سبب شده و وابستګان داخلی آنان با فساد

اخلاقی و مالی انګیزه بیشتری به مخالفین داده. این برخورد منجر به نګاه انتقادی و جنبش های اعتراضی می ګردد.

از سوی روشنفکران حقیقی بسیار اندک اند، تقریبا اکثریت مطلق روشنفکران وابسته به قدرت و توجیه کنند ه آنان اند. در طول تاریخ بشر تنها یک صدو بیست چهار هزار پیامبر داشتیم،یعنی کسانی که دګر ګونه می اندیشیدند و با تمام نظام به مخالفت می پرداختند و مورد نقد قرار می دادند،در خیلی از موارد پیامبران را از خانه و قریه و شهرهای خود می راندند و حتی نیت قتل آنانرا داشتند و بعدها فهمیدند که او چه می ګفت و اورا پیامبر نام نهادند.

اکنون نیز روشنفکران بسیار اندک اند به تعداد انګشت شمار. اکثریت نخبګان منفعت طلب و محافظه کار ګشته اند. در تمام افغانستان بسیار تعداد محدودی از روشنفکران برای بیداری مردم در مقابل جایګاه پستی که دارند حقایق را بازګو می کنند.دیګر روشنفکران این جایګاه پست را تایید می کنند و هرچه بیشتر می خواهند آنرا نهادینه سازند با توجیهات دروغین و نیاز به حضور نیروهای خارجی و حمایت از وابستګان مفسد آنان.

حبیب الرحمن حکمتیار

شهادت را در صفحات اجتماعی دنبال کنید !